مرتضى راوندى
637
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىكارند ، شراب درست مىكنند . اين مملكت داراى صدها شهر قلعهدار بزرگ و كوچك است . از همهء ممالك بزرگتر است . سوداگران از ارابه و كشتى استفاده مىكنند و به كشورهاى مجاور ، حتى تا چندين هزار فرسنگ ، مىروند و در كار بازرگانى مهارت بسيار دارند . از نقره سكه مىزنند و از چينيها طرز قالبگيرى سلاح را آموختهاند . » باز ، در متن ديگرى ، در پيرامون ايران اشكانى ، مىخوانيم : « اين مملكت جمعيت بسيار و ارتش قوى دارد و از ساير ممالك پررونقتر است . » اين سفير شايد در عهد مهرداد دوم به ايران آمده باشد . » « 1 » در جلد اول تاريخ اجتماعى ايران از صفحهء 592 ببعد ، از وضع اقتصادى ايران در عهد اشكانيان مطالبى آمده است . ولى از انديشههاى اقتصادى و اجتماعى آن دوران اطلاعى در دست نيست . در دوران قدرت ساسانيان ، كه چهار قرن به طول انجاميد ، جامعهء ايران به صورت يك جامعهء طبقاتى درآمد ، و موفقيت اجتماعى و اقتصادى هريك از طبقات مشخص و معين گرديد و به اين ترتيب ، طبقات متوسط و محروم در زير فشار شديد طبقات ممتاز قرار گرفتند . شايد گرايش تودههاى كثير خلق ، در سراسر آسياى ميانه ، به مذهب مانى و تعاليم او ، براى اين بود كه مانى و پيروان او با نابرابرى و اختلاف عظيم طبقاتى و ستمگرى و استثمار شديد فئودالها و ديگر طبقات ممتاز مخالف بودند ، و اصولا هوادار نوعى اخوت و همكارى و معاضدت اجتماعى بودند . به احتمال قوى ، مخالفت شديد روحانيان زرتشتى با مذهب جديد ، براى آن بود كه مانى اصولا با بيدادگرى فرمانروايان و استثمار شديد اكثريت مخالف بود . ولى بر خلاف مذهب زرتشت و آيين مزدك ( كه بعدها ظهور كرد ) ، مذهبى مثبت و مبارز و پيشرو نبود ؛ جامعهء بشرى را به كاروكوشش تبليغ نمىكرد و براى رهايى بشر از مظالم گوناگون ، راهى عملى و ثمربخش نشان نمىداد . در حكمت عملى ، مانويه به هفت مهر ( به ضم ميم ) معتقد بودند ، و سعى مىكردند از گفتار بد و اعمال زشت و شهوتپرستى و امثال اين امور خوددارى كنند . برگزيدگان اين مذهب نبايد پيشهاى اختيار كنند كه موجب زيان عناصر باشد يا در پى تحصيل آسايش مادى باشند . خوردن گوشت حيوانات و آزار رسانيدن به ذرات نور و خوردن شراب بر آنها ممنوع بود . بيش از غذاى يك روز و لباس يك سال ، از مال دنيا نبايد چيزى داشته باشند . بايد بدون زن و هرگونه تعلقى ، براى نشر پاكى به اقطار جهان سفر كنند . ولى عامهء مؤمنان يعنى نيوشگان ، از اين قواعد سخت معاف بودند و مىتوانستند به مشاغل عادى خود ادامه دهند ؛ گوشت بخورند بدون اينكه به دست خود حيوان را بيجان كرده باشند . مىتوانستند زن بگيرند و به زندگى سادهاى بدون دلبستگى زياد به دنيا ، ادامه دهند . بر طبقهء نيوشگان ، فرض بود كه نذر كنند غذاى گزيدگان را فراهم آورند و به آنان تقديم كنند . دادن زكات و روزه گرفتن و نماز گذاشتن ، تكليف عمومى بود . هر ماه هفت روز روزه مىگرفتند . در 24 ساعت ، چهار دفعه نماز مىخواندند . پيش از شروع نماز با آب ، وضو مىگرفتند و در صورت فقدان آب با خاك و چيزهاى ديگر تيمم مىكردند و در نماز 12 دفعه به سجده
--> ( 1 ) . شيرين بيانى ، « نظرى به روابط فرهنگى ايران باستان » ( مقاله ) ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى . سال ششم ، ص 136 - 135 .